من مربی هستم، نه شومن و هنرپیشه

By | آبان ۱۰, ۱۳۹۵

من مربی هستم، نه شومن و هنرپیشه

 چهارراه وفایی اصفهان به دنیا آمدم، اما پدرم از اصفهان به بابل رفت و از شهر خودش برایم شناسنامه گرفت.

 پسرم ابولفضل که در کشتی خیلی هم خوب شده بود را خودم چشم زدم و در تمرین دستش از آرنج شکست.

 مراد محمدی را لو دادم ، مجبور شد در امتحانات دانشگاه حاضر شود

 بهنام طیبی گفت اگر برای فوق‌لیسانس ثبت‌نام کنی، من از این دانشگاه استعفا می‌دهم

 هر وقت مسابقه داشتم، پدرم روزه می‌گرفت و می‌رفت سرِ قبرِ شهید آتش‌پنجه، قاری قرآنی که با زبان روزه شهید شد و برای پیروزی من نماز امام زمان (عج) می‌خواند.

 

خبرورزشی / مهدی شیروانی: متولد ۱۸ فروردین سال ۵۲ دارای ۳ فرزند ( تنها دخترش به تازگی عقد کرده و خوشبختی او یکی از بزرگترین آرزوهایش بوده و ۲ پسر دارد که برای ادامه راه پدر قهرمان خود خیلی مستعد هستند ) . مدال طلای ۵۸ کیلوی جهان ۱۹۹۷ کراسنویارسک، نقره ۵۷ کیلوی جهان ۱۹۹۴ استانبول، مدال برنز ۶۰ کیلوی جهان ۲۰۰۲ تهران، برنز بازیهای آسیایی ۱۹۹۸ بانکوک، برنز ۵۷ کیلوی آسیا ۱۹۹۶ پکن و برنز ۵۸ کیلوی آسیا ۱۹۹۷تهران را در کارنامه دارد. بازیهای المپیک هیچ وقت به او روی خوش نشان نداده، آن زمان که کشتی می‌گرفت، در المپیک ۱۹۹۶ آتلانتا و ۲۰۰۰ سیدنی عناوینی بهتر از ششم ۵۷ کیلو و چهارم ۶۳ کیلو به دست نیاورد و زمان مربیگری هم بعد از ماهها تمرین با ملی‌پوشان و حضور در اردوی تیم ملی، در آستانه اعزام نام او را خط زدند و دیگری را جایگزینش کردند تا این خاطره تلخ همیشه آزارش دهد. یکی از معدود نفراتی است که هر چه داشته و دارد را با تلاش و زحمت خود به دست آورده، نه با سفارش یا وابستگی به این و آن! دست روی زانوی خود نهاده، روی پای خودش ایستاده و با راهنماییهای پیر و مرادش، فقط به خدا توکل کرده، دل از تعلقات گمراه کننده برداشته و چشم به حمایت یا مخالفت عَمًر و زیِد نداشته و ندارد.
چندین سال سرمربی تیم ملی نوجوانان و جوانان بوده، بعد از ۲۰ سال ناکامی کشورمان در کسب قهرمانی جوانان جهان، ۲ سال پیاپی ایران را به قهرمانی جهان رسانده و حالا ……
هم خوش عکس است، هم بسیار جذاب، شنیدنی و باب دلِ خبرنگاران و رسانه‌ها حرف می‌زند و مصاحبه می‌کند. به رغم این خصوصیات ارزنده، تمایلی به حضور پررنگ در رسانه ها ندارد. چه آن زمانی که کشتی می‌گرفت، چه حالا که بعد از حدود ۵ سال به جای رسول خادم سرمربی تیم ملی کشتی آزاد بزرگسالان شده است. وقتی رسول خادم مدعی شد چون هیچ کس واجد شرایط سرمربیگری تیم ملی نیست، لذا ناچار است هم رئیس فدراسیون باشد و هم سرمربی تیم ملی، خیلی ها این ادعا را توهین به مربیان زحمتکش و پرتلاش کشتی دانستند. از روزی که عضو جدید هیات رئیسه UWW پذیرفت جایش را به محمد طلایی بدهد، عده ای شمشیر از رو بستند که بهتر از طلایی هم مربی داشتیم تا هدایت تیم ملی را برعهده بگیرند. سرمربی تیم ملی با بزرگواری و تواضع دعوت خبرورزشی را پذیرفت و با حضور در روزنامه، سوالاتمان را پاسخ گفت.

* همین اول کار تکلیف ما را روشن کنید که شما مازندرانی هستید یا اصفهانی ؟
# من چهارراه وفایی اصفهان به دنیا آمده‌ام ولی شناسنامه‌ام صادره ازبابل است. پدرم بابلی بود و حس ناسیونالیستی داشت، از اصفهان به بابل رفت و از شهر خودش برایم شناسنامه گرفت. هنوز هم که هنوز است بوی خانه‌های کاهگلی زادگاهم در لنجان اصفهان از یادم نرفته، هرچند که همه جای ایران سرای من است.
* چه نسبتی با ایل غیور بختیاری ها دارید؟
# طایفه بختیاری بسیار بزرگ و با ریشه هستند و در مناطق بزرگی از کشور ییلاق و قشلاق می‌کنند و از اهالی استانهای اصفهان، خوزستان، چهارمحال و بختیاری و ….. محسوب می‌شوند. پدر بزرگ مادری من هم خان ایل چهارلنگ طایفه موز ارمنی بود. روستای سینگرد فریدن اکثرا ارمنی هستند و به همین دلیل مادرم به طور کامل می توانند ارمنی حرف بزنند.

* خاطره‌ای از پدر بزرگ و مادر بزرگ، یا پدر و مادرتان از زمانی که کشتی می گرفتید، یادتان هست؟
# مادر بزرگم یک تسبیح خیلی بزرگ داشت، فکر کنم ۱۰ هزار تا دانه داشت و برایم ختم ذکر می‌گرفت. پدرم هم هر وقت مسابقه داشتم، روزه می گرفت و می رفت سر قبر شهید آتش پنجه (قاری قرانی که با زبان روزه شهید شد) و برایم نماز امام زمان (عج) می خواند. همین کارها قوت قلب من بود و همه چیز خودم را مدیون ذکرهای مادر بزرگم و نمازهای پدرم می دانم. همین چند وقت پیش که مادر بزرگم مرحوم شدند، یکی از تسبیح های کوچک ایشان را برداشتم.

* چه شد به کشتی علاقمند شدید؟ کشتی را کجا و زیرنظر کدام مربی شروع کردید؟
# پدرم مازندرانی است و خواهی نخواهی عاشق کشتی، همین عشق در خون من هم بود. یادمه حدود ۱۰ – ۱۲ سالم بود آقایان ترکان و محبی نقره جهان گرفتند و عکس‌شان را در مجله دنیای ورزش دیدم و همین موضوع جرقه شروع کشتی من شد. در باشگاه فلاورجان اصفهان زیرنظر آقایان سبحان روحی و قنبرعلی مُدانلو از دوستان پدرم کشتی را شروع کرد. وقتی این عزیزان از اصفهان رفتند، زیرنظر رحمت فاطمی کار کردم و قهرمان نوجوانان ایران شدم. در جوانان هم با سهراب قاسمی کار کردم. بعد هم آمدم تهران و هر یک از بزرگان، مربیان و قهرمانان کشتی، فن یا شگرد و روشی را به من یاد دادند. ،منصور برزگر، ابراهیم جوادی، برادران خادم، بیات، نوایی، فرح وشی، اکبر فلاح، محسن کاوه، علیرضا حیدری، تقی اکبرنژاد و …. خلاصه از همه یک چیزی یاد گرفتم. عده‌ای بودند که حریف من بودند ولی در اردوها هم از آنها چیزی یاد می‌گرفتم. حتی وقتی مربیان تیم ملی، فنی را برای کشتی گیران دیگر توضیح می دادند، با تمام وجودم گوش می‌کردم، تمرین می‌کردم و یاد می‌گرفتم.

* شما از زیرگیرهای خوب ما بودید، فنون مختلف را چگونه کار کرده و ملکه ذهن و عمل در مسابقه می کردید؟
# پایه زیرگیری فنی و صحیح را در همان شروع کار، از سهراب قاسمی یاد گرفتم. خوشبختانه من در دهه ای کشتی گرفتم که نسل درخشان قهرمانان حضور داشتند و من نهایت بهره را از آنها بردم. مثلا در اردوی تیم ملی یک خم دو خم را از مجید ترکان، کار در سر و گردن را از اکبر فلاح، یک نوع فیتیله پیچ را از علیرضا حیدری، یک روش دیگر فیتیله پیچ را از غلامرضا محمدی، در برگشت گیری و تقویت حالت روانی برای مسابقه را از بهروز یاری، نحوه چگونگی مبارزه با حریفان مختلف را از رسول خادم، بدنسازی های مختلف را از جانعلی خسرونژاد و ….. خلاصه تا توانستم از قهرمانان و افتخارآفرینان چیز یاد گرفتم. اویس ملاح، ناصر زینل‌نیا،یعقوب نجفی جویباری، رضا لایق، اکبر دودانگه، محمد برائتی، مجتبی حسین پور، محمدعلی گنجابی، سیدمحمد حسینیان، پهلوانزاده و …. که یا حریف خوبی برای من بودند یا دوستی عزیز و خیلی‌های دیگر هم به من لطف داشتند. مثلا برای کسب قهرمانی جهان در سال ۹۷ مجید ترکان و امیررضا خادم خیلی به من کمک کردند، که از همه تشکر می کنم.

* کدام یک از حریفان داخلی و خارجی شما را بیشتر از بقیه آزار داده و دوست نداشتید تا قبل از فینال با آنها کشتی بگیرید؟
# هرگز از رویارویی با بزرگان نترسیدم و به رغم قبول چندین شکست از نامداران، هیچ وقت نمی گفتم با فلانی هم گروه نشوم یا به او نخورم . مثلا اوایل کشتی‌هایم اکبر دودانگه ۴ بار با شیوه های مختلف مرا برد، یا ۳ بار به علیرضا دبیر باختم. مغلوب اویس ملاح شدم. وقتی آمدم ۵۲ کیلو ۳،۲ بار به مجید ترکان باختم. ولی از همه این شکستها پل پیروزی ساختم و چیزها یاد گرفتم. نظر من این بود که با بزرگان کشتی بگیرم تا بهتر شوم.
در جمع خارجی ها هم به نظر من فنی‌ترین و پرقدرترین حریفانم لیانگ سام کره شمالی، تری براندز آمریکایی، اوماخانوف روس، هارون دوغان و اسماعیل زرناچی ترک و …… بودند.

 

* مثل بعضی قهرمانان، بعد از خداحافظی با قهرمانی آیا دوباره هوس بازگشت به سرتان نزد؟ چه شد به مربیگری روی آوردید؟
# فکر کنم برای انتخابی بازیهای آسیایی ۲۰۰۶ در کرج بود که به مراد محمدی باختم و با دنیای قهرمانی خداحافظی کردم و اصلا هوس بازگشت هم به سرم نزد. آقای برزگر مدیر تیمهای ملی بودند و به پیشنهاد ایشان آمدم به تیم ملی جوانان که معزی پور سرمربی بود. استاد برزگر، معزی پور به همراه اکبرنژاد و دودانگه فضای مناسبی برایم فراهم کردند تا مربیگری را شروع کنم و از جهانی ۲۰۰۷ چین و آسیایی فلیپین کنار بچه بودم. حتی وقتی هم که در تیم های ملی نبودم در باشگاه اسدی شمیران و باشگاه رودهن در خدمت کشتی بودم و دوستان خوبی به دست آوردم.

* مثل این که المپیک همیشه با شما سر ناسازگاری دارد. در المپیکهای آتلانتا و سیدنی موفق به کسب مدال نشدید و درآستانه المپیک پکن هم ناگهان اسم شما از لیست کادر فنی خط خورد و دیگری جایگزین شد. راجع به آن اتفاق حرفی نمی زنید؟
# آن اتفاق تلخ، تجربه خوبی برای من بود. یک سال بعد از کار با تیم ملی جوانان، از کارم خوششان آمد و برای المپیک انتخاب شدم. حدود ۹ ماه با تیم ملی کار کرده بودم که اسم مرا خط زدند. بعضی ها می گفتند باید پیش فلانی بروی یا فلان کار بکنی تا بتوانی حقت را بگیری. اما من این کارها را قبول ندارم. من یک مربی هستم نه شومن و هنرپیشه. من کارم را انجام می‌دهم و بقیه اش با خداست. حتما صلاح من این بوده که خدا اینگونه خواسته ولی نمی‌توانم آن رفتارها را فراموش کنم.

* این همه صبوری و متانت خیلی عجیب است. چگونه چنین رفتارهایی را تحمل می‌کنید؟
# عده ای از جامعه کشتی همیشه به من خرده می گیرند که چرا اعتراض نمی‌کنم. اما پیر، مراد، مرشد و استاد عزیزی دارم که همیشه می‌گوید زحمت و تلاش پیش خدا هیچ وقت گم نمی‌شود. حرکت کن و به نتیجه کاری نداشته باش. این شعر را زمزمه می کند که حافظ وظیفه تو دعا کردن است / در قید این مباش که شنید یا نشنید. همین رهنمودهای ایشان مرا آرام و صبور می‌کند.

* بعد از ۲ قهرمانی پیاپی در جوانان جهان، چرا امسال آن نتایج رقم خورد و ناکام شدیم ؟
# عرفان آئینی به رژیم اشغالگر قدس خورد و ما از همان ابتدای شروع مسابقات ۱۰ امتیاز عقب افتادیم. یکی ازبچه ها همکی خیلی از او توقع داشتیم در حد و اندازه خودش کشتی نگرفت. ما حداقل با ۳ طلا می توانستیم یا قهرمان شویم یا نایب قهرمان، روسیه با یک طلا قهرمان می شد. ولی شرایط به شکلی شد که از سکو محروم شدیم. البته پیمان بیابانی، حسین شهبازی، امیررضا امیری خوب بودند.

* بعد از ناکامی تیم ملی جوانان آیا جلسه ای با شورای فنی داشتید ؟
# بله در یک جلسه همین توضیحات را مطرح کردیم . اعضای شورای فنی چون خودشان اهل کار هستند به خوبی شرایط را درک می کنند. آنها به خوبی می دانند وقتی ۱۰ امتیاز عقب می افتیم، در شرایط و نتایج تیم چه تاثیری دارد.

* اردوی مشترک جوانان و بزرگسالان را تا چه در موفقیتها و نتایج تیمهای ملی موثر می دانید؟
# بسیار مفید و تاثیرگذار است. زیرا جوانان در رویارویی با بزرگان ، نامداران و مدال‌داران جهان، از نظر روحیه و خودباوری در سطح خیلی بالایی می رسند که هنگام رویارویی با حریفان هم رده و هم سن خود، بدون استرس و نگرانی مبارزه می کنند. از سوی دیگر بزرگسالان هم از نزدیک میبینند که چه جوانان مستعد و پرتوانی، رقیب آنها هستند و مثل سایه تعقیب شان می کنند. اگر اندکی غفلت کنند، حتما همین جوانان انها را از تیم ملی دور می کنند. همان کاری که حسن یزدانی و علیرضا کریمی و بقیه کردند.

* گفته می شود شما ارتباط نزدیک و صمیمانه‌ای با رسانه ها ندارید، این موضوع را قبول دارید؟
# من به همه رسانه ها احترام می گذارم و هرگز به خودم اجازه نداده ام به هیچ یک از اصحاب رسانه کوچکترین بی احترامی کرده باشم. هرچند که تلاش دارم در مسئولیت جدید با رسانه ها بیشتر تعامل داشته باشم ولی فقط به رابطه صحیح و معقولانه معتقدم و ارتباطی که برای سوءاستفاده یا کسب منافع فردی و باندی باشد، اصلا قبول ندارم.
* حمایت از کشتی و کشتی گیران را چگونه می بینید؟
# کشتی که همیشه مشکل مالی داشته و به این راحتی‌ها نمی‌توان آن را برطرف کرد. به همین نسبت مشکلات کشتی در رده‌های سنی نوجوانان و جوانان خیلی بیشتر است، خوشبختانه بعضی مواقع گروهی از علاقمندان متمول از جیب خودشان به کشتی گیران کمک می کنند و مشوق جوانان می شوند. مثلا در مسابقات قهرمانی جوانان جهان که علیرضا کریمی از رویارویی با نماینده رژیم اشغالگر قدس خودداری کرد، هیچ کس حتی یک خسته نباشید هم به او نگفت. ولی من شاهد بودم که همین حاج آقا محمدزاده در کناز تشک مسابقه به همراه کریمی، زار زار گریه می کرد و همانجا به احترام این اقدام غیرتمندانه و قابل تقدیر کریمی، از جیب خودش به او ۵۰۰ یورو پاداش نقدی داد.
* شما هدایت تیم‌های ملی نوجوانان و جوانان را برعهده داشتید، حالا هم سرمربی بزرگسالان هستید،آینده کشتی آزاد را چگونه می بینید؟
# بعد از المپیک پکن که منجر به کناره‌گیری من از تیم ملی بزرگسالان شد. خدا دوباره توفیقی داد که که برگشتم تیم ملی نوجوانان. برای شروع کار هم آقایان منصور برزگر، رسول خادم، اکبر فلاح، علیرضا حیدری را به اردوی تیم ملی بردم و با صحبتهای این عزیزان برای نوجوانان، استارت زدم. از آن تیم حسن یزدانی، علیرضا کریمی، یونس سرمستی، پیمان یاراحمدی، ایمان صادقی را داریم که با نفرات تیم ملی جوانان فعلی مثل پیمان بیابانی، حسین شهبازی، امیررضا امیری، مجتبی گلیج و بقیه بچه هایی که قبلا اسم بردم، مطمئن باشید روزهای خیلی خوبی را برای تیم ملی بزرگسالان نوید می‌دهند.

* از آن تیم نوجوانان، کشتی‌گیری بوده که استعداد درخشش در آینده کشتی بزرگسالان جهان را داشته ولی ادامه نداده و با قهرمانی وداع کرده باشد؟

# بله همان زمانی که حسن یزدانی، علیرضا کریمی، پیمان یاراحمدی و یونس سرمستی در نوجوانان جهان نقره و برنز گرفتند، مهران بابایی بچه تربت حیدریه در ۶۳ کیلوی نوجوانان جهان طلا گرفت و می توانست حتی قهرمان المپیک هم بشود، اما رفت دنبال درس و زندگی، که خوشبختانه شنیدم در تحصیل هم مثل کشتی و موفق و سربلند شده است.

* در مورد لیگ برتر قبلی و لیگ فصلی فعلی کشتی چه نظری دارید؟
# هر تصمیم و کاری نقاط ضعف و قوت دارد. این لیگ را نیز باید از دو دید نگاه کرد. به اعتقاد من لیگ برتر قبلی از استقبال تماشاچی و اسپانسر برخوردار بود که این لیگ از این نظر خیلی ضعیف است. اما از این نظر که کشتی گیر را بعال نگاه دارد یا با ۴ کیلو وزن کشتی بگیرند، خوب است. باید با بررسی بیشتر نقاط قوت را تقویت و نقاط ضعف را برطرف کرد.

* با معرفی شما به عنوان سرمربی تیم ملی حرف و حدیثهایی مطرح شد. در این باره نظر خودتان چیست ؟ آیا انتقادها را قبول کرده و می‌پذیرید، یا برای رد آنها سخنی دارید ؟
# من اگر بهترین سرمربی تیم ملی کشتی نیستم، بدترین هم نیستم. هیچ کس، هیچ وقت نمی تواند ادعا کند بهترین سرمربی است. زیرا یک سرمربی به تنهایی نمی‌تواند بهترین باشد. بلکه باید یک سیستم مناسب و موفق کنارش باشد تا بتوان گفت بهترین هستند. مثلا اگر یک سیستم مناسب و موفق کنار منصورخان برزگر بود ایشان بهترین می‌شد. تیم ملی سال ۱۹۹۶ – ۱۹۹۵ یکی از بهترین تیمهای تاریخ ما بوده ولی چون بهترین سیستم کنار منصورخان و تیم ملی نبود، نتوانستند بهترین نتیجه را بگیرند. باید بهترین سیستم بدنسازی، بهترین سیستم تمرینی، بهترین سیستمِ حمایت وتقویت روحی و روانی و ….. کنار تیم باشد. بهترین ساپورت مالی صورت بگیرد تا همه این زحمات با هم، بهترین نتیجه را به دنبال داشته باشد.

* تحقق این آرزو یعنی این که به نظرات دیگران احترام گذاشتن و از همه کمک گرفتن، اما بعضی‌ها به غیر از خودشان، حرف و برنامه و نظر هیچ کس را قبول ندارند. ایا شما برایاین که به بهترین نتیجه برسید، از دیگران هم کمک می گیرید؟
# یکی از بزرگترین آرزوهای من این است که همه بزرگان و افتخارآفرینان کشتی یکجا و با هم برای سربلندی تیم ملی تلاش و کار کنند.
شما ببینید روسها با آن همه مدال و افتخار انفرادی چگونه به جامبولات تدیف سرمربی تیم ملی‌شان کمک می‌کنند، اما متاسفانه در این زمینه کم لطفی و کوتاهی می کنیم. افتخار می کنم، بزرگان کشتی اجازه بدهند در خدمتشان باشم.

* ارزیابی شما از نتایج کشتی آزاد و فرنگی کشورمان در المپیک بزریل چیست ؟
# نتایج کشتی آزاد قابل قبول بود. حق مسلم و رضا یزدانی را خوردند و رنگ مدال حسن رحیمی هم می توانست بهتر و خوش رنگتر از برنز باشد تا نتیجه و جایگاه بهتری داشته باشیم ولی کشتی یعنی همین دیگه، هیچ چیز قابل پیش بینی نیست. در کشتی فرنگی هم نسبت به زمان و فرصت کوتاهی که آقای محمد بنا تا المپیک داشت، کسب دو مدال برنز هم کم نیست. آن ۳ مدال طلای المپیک لندن یک معجزه بود و شاید دیگر تکرار نشود. توقع آقای بنا خیلی زیاد است که با این دو برنز راضی نمی شود. در تمام المپیکهای گذشته ما فقط ۲ مدال نقره و برنز گرفته بودیم. اما محمد بنا ۵ مدال المپیک برای کشتی فرنگی گرفته که این یک موفقیت تاریخی است. محمد بنا یکی از بهترین مربیان کشتی فرنگی دنیاست، یک روانشناس کامل است. کشتی آزاد ما چند دهه است که در جمع مدعیان برتر جهان مطرح است ولی کشتی فرنگی ما را محمد بنا به جایگاه فعلی رسانده که دنیا روی آن حسابی ویژه باز کرده، البته باید بگویم استارت این کار را حسن بابک زده و محمد بنا ادامه داده و تکمیل کرد.

* عملکرد رسول خادم به عنوان رئیس فدراسیون کشتی و سرمربی تیم ملی را چگونه ارزیابی می‌کنید ؟
# همیشه دوست داشتیم که یک نفر از خانواده کشتی بیاید و کار کند. حالا که چنین کسی آمده باید کمکش کنیم. در فدراسیون کشتی، شورای فنی با حضور پیشکسوتان افتخارآفرین را تاسیس کرده، برای تقویت انستیتو کشتی قهرمانان تحصیلکرده ای مثل حبیب اله اخلاقی را آورده است. در تیم ملی هم فرآیند انتخابی و مسابقات عمومی اوپن را راه اندازی کرد. اردوهای مشترک را به اجرا دراورد. سبک جدید تمرینی در تیم ملی جا انداخته و به جوانگرایی اهمیت می دهد. البته هر مدیر یا سیستمی نقاط قوت و ضعفی دارد که همه باید با هم به او و کشتی کمک کنیم.

* قصد تقویت کادر فنی تیم ملی با معرفی مربی سنگین وزن را ندارید؟
# خود من هم به این موضوع واقفم و نفراتی را به شورای‌فنی پیشنهاد داده‌ام که بعد از موافقت شورا یک نفر از آنها، به جمع کادر فنی می پیوندد.

* فردی هست که دوست داشتید در کادر فنی باشد ولی پیشنهاد شما را قبول نکرد؟

# به مراد محمدی پیشنهاد دادم که به دلیل مشکلات خانوادگی و مسائل تحصیلی قبول نکرد. می گفت در تیم ملی نوجوانان هم فقط دوماه ازسال به صورت کامل باید وقت می گذاشتم، اما در بزرگسالان باید همیشه در اردو و کنار تیم باشم.

* گویا شما هم مشغول تحصیل در دانشگاه هستید ؟

# همین هفته گذشته که مسابقات لیگ بود، برای انجام امور اداری و گرفتن مدرک لیسانس به دانشگاه قائمشهر رفته بودم و بعضی دوستان غیبت من در لیگ را بی‌توجهی به لیگ دانستند.

* با گرفتن مدرک کارشناسی، قصد ادامه تحصیل ندارید؟

# رئیس قبلی و فعلی دانشگاه خیلی لطف داشتند و بنده را تشویق کردند که برای ادامه تحصیل در مدیریت تربیت بدنی ثبت نام کنم. بهنام طیبی یکی از مسئولان دانشگاه آزاد اسلامی واحد قائمشهر است که از دست من دلش خون است. وقتی رفتم مدرکم را بگیرم، گفت اگر برای کارشناسی ارشد ثبت نام کنی، من استعفاء می‌دهم و از اینجا می روم. اما مسئولان دانشگاه مشوق من برای ثبت نام در مقطع فوق لیسانس شدند، حالا طیبی باید به فکر ماندن یا استعفای خودش باشد.

* از قهرمانان کس دیگری هم با شما در آن دانشگاه هست؟
# زمانی که من سرمربی جوانان بودم و مراد محمدی سرمربی نوجوانان، برای گرفتن مرخصی حضور در تیم ملی و مجاز کردن غیبت مان در امتحانات نامه ای نزد دکتر حبیبیان یکی از اساتید سخت گیرمان بردیم. بعد از این که نامه و درخواستمان را دادیم، استادمان نامه مرا با سختی و اکراه پذیرفت. وقتی مراد اصرار کرد در امتحانات غیبت کند، او را لو دادم و به استاد گفتم که او استعفا داده و نمی‌خواهد سرمربی باشد. استاد او را مجبور کرد در امتحانات شرکت کند. بعدا هم فدراسیون با استعفای مراد موافقت نکرد.

* اکثر قهرمانان می گویند اجازه نمی دهیم پسرمان کشتی بگیرد. آیا شما نیز همین نظر را دارید؟

# اتفاقا ابوالفضل پسرم به کشتی خیلی علاقه دارد و مستعد هم هست. به چهاردانگه می رفت و پیش آقای رسول دهقان نژاد کار می کرد و خیلی هم خوب شده بود. بعد مدتها، یک بار تمرینش را دیدم و فهمیدم خیلی خوب شده ولی گویا او را چشم زدم که دستش از آرنج شکست .

* به غیر از کشتی چه علاقه و سرگرمی دیگری دارید؟ آیا هنوز هم به ماشین های قدیمی و موتورسواری علاقمندید؟
# به اسب سواری، شنا، موتورسواری، آفرود ماشین های دو دیفرانسیل و طبیعت گردی خیلی علاقه دارم. یک شورلت ایمپالا، یک شورلت کاپریس، یک بلیزر و یک جیپ دارم که همه اوراق بودند و جمع‌شان کرده ام. البته من هر کدام را ۳ – ۲ میلیون بیشتر نخریدم، با کمک دوستانم آنها را تجهیز و تکمیل کرده ام، یک موتور هندا و یک موتور کلاسیک طرح هارلی دیویدسون دارم و با آنها سرگرم هستم . همه این ماشینهایی که که دارم بالای ۴۰ سال سن دارند ، شش و هشت سیلندر هستند و هیچ کس جرات نمی کند باک شان را پر بنزین کند. یکی ازدوستانم، دوستی داشت که مربی پاراگلایدر است، در همان اولین جلسه که رفتیم پریدم. خیلی هیجان انگیز و لذت بخش بود ولی دیگر فرصت نشده این تجربه را تکرار کنم. داود قربان پور از پیشکسوتان کشتی و رضا الله دادی از دوستان ما، در کار واردات و صادرات اسب هستند، تخصص و امکانات زیادی در این زمینه دارند که ما همراه خانواده، هر ازگاهی برای اسب سورای پیش این دوستان می رویم.

* منصور پورحیدری بیمار است و در بیمارستان بستری، آیا دیدار یا خاطره‌ای از ایشان دارید ؟
# وقتی خبر بیماری ایشان را شنیدم خیلی ناراحت شدم. فقط می‌توانم برای سلامتی‌شان دعا کنم و امیدوارم دوباره بتوانند در کنار خانواده‌شان به ورزش خدمت کنند. زمانی که برای بازیهای آسیایی تایلند در بانکوک بودیم، ایشان سرمربی تیم ملی فوتبال بودند و از نزدیک نحوه رفتارشان با ورزشکاران سایر تیمها و حتی ملی‌پوشان فوتبال را دیدم، خیلی محترمانه همراه با نظم و انضباطی خاص بود.

* به نظر شما نحوه انتخاب سرمربی و مربیان تیمهای ملی صحیح است؟
# اگر کسی از راه و مسیر طبیعی به تیم ملی برسد می‌توان نسبت به ادامه کار و موفقیت او امیدوار بود. ولی اگر کسی غیر طبیعی و با حمایت این و آن مربی شود، نمی تواند موفق شود و انتظارات را برآورده کند. به عقیده من اگر از رده نوجوانان و جوانان، حتی باشگاه ها شروع کنند و همه رده ها را تجربه کنند خیلی بهتر است. مربیانی که ازلحاظ روحی و روانی شرایط مسابقات آسیایی، جهانی و المپیک را خودشان تجربه نکرده باشند، نمی توانند موفق شوند. البته الان شرایط خیلی بهتر شده و چارچوب و مقرراتی حاکم شده است. شاید این مقررات بعضی نقاط ضعف داشته باشد ولی قطعا قانون ضعیف از بی‌قانونی خیلی بهتر است.

* نحوه استفاده از مربیان سازنده در تیمهای ملی را مناسب می دانید؟
# من خودم در تیمهای ملی نوجوانان یا جوانان هنگام اعزام به مسابقات مختلف یا تورنمنتها از مربیان سازنده در کنار تیمها استفاده کرده ام و معتقدم که با این کار باید بر تجربیات بین المللی آنها بیفزائیم. اگر فدراسیون مشکل اقتصادی نداشته باشد و بتوانیم آنها را به میادین مختلف اعزام کنیم، کلاسهایی برای ارتقاء دانش و به روز شدن اطلاعات آنها داشته باشیم و جوایز نقدی و ریالی برای انها درنظر بگیریم، می تواند چاره ساز و راهگشا باشد. اما اگر مربیان سازنده را همیشه به اردوهای تیم های ملی دعوت کنیم ، دیگر به جایسازنده ، سوزنده می شوند و نمی توانند سازندگی را ادامه دهند. همه در نتایج کشتی گیران سهیم و دخیل هستند. از مربیان باشگاهی و سازنده گرفته تا کادر فنی تیم ملی و خانواده قهرمانان همه در موفقیتها نقش دارند. در یک تابلوی نقاشی نباید هیچ رنگی را نادیده گرفت. هر رنگی به جای خودش، یک تابلوی زیبا را کامل و دیدنی‌تر می کند.

* برای قبول سرمربیگری تیم ملی کشتی آزاد با کسی مشورت هم کردید ؟
# با مجموعه ای بیرون از کشتی مشورت کردم و درخواست کردم برای کسب موفقیت تیم ملی و عاقبت به خیری خودم دعا کنند و سپس این مسئولیت سنگین را قبول کردم.
* حرف آخر و پایانی ؟
# از همه عزیزانی که طی این سالهای برایم زحمت کشیده و کمک حال من بودند، بویژه پدر و مادرم ، برادرم، خانواده‌های محمدی، کریمی، فرشیدی کیا، …… تشکر می کنم . همچنین وظیفه خودم می دانم که از حاج خانم همسر عزیزم هم سپاسگزاری کنم که همیشه با صبوری یار و یاور و همراه من بوده‌ و هستند.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *