نه منصور اهل فریاد بود نه دوستدارانش فریاد می‌زنند

By | آبان ۱۵, ۱۳۹۵

فرهاد عشوندی:بی شک این نشانه ای غیرقابل کتمان از یک تدبیر است. تدبیری برای نشکستن دل خانواده ای که در بیش از نیم قرن خدمت به ورزش ایران، کمتر برایش حاشیه ساخته اند. اینکه حداقل در روز خاکسپاری منصور ، فریده و علی و عسل که تازه از سفر طولانی رسیده، دل آزرده از برخورد سیاسی – امنیتی با آخرین وداع شان با پدر و بزرگ خانه نباشند.صبح که مسئولان تامین امنیت شهر در باشگاه استقلال دور هم نشستند ، گزینه های مختلفی را بررسی کردند. شاید یکی از آنها همان ماجرای باران باشد که بنده خدا افتخاری ، مدیر فعلی استقلال گفته است. افتخاری که کلا اسمش بالای سر استقلال است تا این تیم بی مدیر نباشد!گفته اند بگو باران و او هم گفته باران. البته باران مشکل می سازد. ترافیک سر صبح مرکز شهر ، در یک روز بارانی و تراکم چندین هزار نفری جمعیت در خیابان های منتهی به امجدیه ، برای مسئولان نظم شهری ، دردسر ساز است. پس پیشنهادشان این بوده که مراسم را ببرند آزادی. مثل خاکسپاری ناصرخان. مثل روز وداع با هادی نوروزی. این اما ساده ترین راهکار بود برای حل یک صورت مسئله . بردن مراسم به نقطه ای دور از مرکز شهر که باعث می شد جمعیت کمتری توان رفتن به مراسم را هم داشته باشد.چیزی که با خواست خانواده مرحوم همخوانی نداشت و فریاد علی ،پسر منصورخان را به همراه داشت. آنها که در همه این سال ها کمتر پیش آمده بود اینچنین گلایه آمیز سخن بگویند.نگاه هایی از این دست را کم در ورزش مان تجربه نکرده ایم.

اینکه استادیوم شهید شیرودی که در سال های شکوه فوتبال امثال پورحیدری ، امجدیه خوانده می شده ، درست مرکز شهر افتاده. که روزگاری در دهه ۶۰ ، بعد از یک بازی فوتبال حساسیت هایی ایجاد شده و طرفداران ناراضی به میدان هفت تیر ریختند و مغازه های وقت از جمله اتوسورتمه علی پروین را کمی تا قسمتی مورد نوازش قرار داده اند. پس این استادیوم امنیت لازم برای برگزاری رخدادهای مهم و پر جمعیت را ندارد، چون ممکن است کنترل جمعیت سخت باشد.چنین نگاهی بی شک بیشتر از باران در تغییر محل مراسم از آزادی به شیرودی در نزد مسئولان برقراری نظم مراسم اهمیت یافته بود که بی هماهنگی با خانواده مرحوم چنین تصمیمی خبری شد. با این وجود و بعد از ساعاتی ، با رایزنی وزارت ورزش تصمیم منطقی تری اتخاذ شد. تضمین های لازم داده شد و حالا خانواده پورحیدری می توانند همان طور که دوست دارند ، آخرین وداع با پدر را در امجدیه بگیرند. جایی که اوج فوتبالش را در آن گذرانده است.آنچه همیشه در گرفتن چنین تصمیم هایی موثر بوده ، دلهره ناشی از این است که نکند خدای ناکرده اتفاقی بیفتد. همان ترسی که چیزی نمانده بود باعث انصراف ایران از بازی با کره در عصر تاسوعای حسینی شود. اینکه از ترس عده ای خرابکار احتمالی ، ملتی را که خودشان می دانند شئونات هر مراسمی چیست ، از حق شان محروم کنیم. آن بار اما نظام در نهایت تدبیر کرد و بازی ایران و کره به نمایش بزرگ ملی آیین عاشورایی بدل شد.

این بار هم بی شک خود مردم بلدند چطور حرمت مردی را که تمام زندگی اش وقف در ساختن و حفظ استقلال شد، نگه دارند. مردی که اهل فریاد ، اعتراض و هیاهو نبود می گفت باید بود و ساخت و تلاش کرد تا شرایط را عوض کرد و آنچه راه به جایی نمی برد فریاد است. بی شک آنها که برای وداع با پورحیدری می روند ، چون خود او نه اهل فریادند ، نه سیاست زده و نه هوچی و شلوغ کن. آنها می روند برای خداحافظی. چه خوب که این باذر تدبیری شد تا دلی شکسته نشود . وداع خانواده داغدیده با پدر تلخ نشود و چه خوب که به قول وزیر جدید فرهنگ و ارشاد اسلامی به جای فرهنگ امنیتی ، از پی امنیت فرهنگی بر آمدند و به جای نگاه امنیتی به رخدادی ورزشی سعی کردند ،ورزش را بستری برای امنیت اجتماعی کنند. نگاهی که اگر در تمام ئون ورزش مان جاری شود ، بی شک دیگر بسیاری از این ناهنجاری ها را در آن شاهد نخواهیم بود و برگزاری رخدادهای پر تماشاگر ورزشی برای مان چون عذابی الیم نیست.

۲۵۱ ۴۱

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *